محصول به سبد خرید اضافه شد
0
۰ از ۵
(از ۰ نظر)

دانلود کتاب یک بار نگاهم کن اثر باران

موجود

یک بار نگاهم کن

در بخشی از کتاب رمان یک بار نگاهم کن می‌خوانیم:

صدای فریاد بابا واقعاً از جا پروندم. برو تو اتاقت همین الان. اصلاً باورم نمی‌شد بابا جلوی کل فامیل اینجوری سرم داد بزنه.

آقای مهرابی بابای ارشیا خواست پا در میونی کنه که بابا گفت: مرتضی خواهش می‌کنم.

این بار باید باش جدی برخورد کنم. دیگه شورشو در آورده.

بعد همانطور که غضبناک به من نگاه می‌کرد گفت: وقتی ادای بچه‌ها رو در میاری پس باید مثل بچه‌ها تنبیه بشی، نه یک دختر پونزده ساله. سرم پائین بود.

عصبی شده بودم و برعکس همه دخترای دیگه که توی این موقعیت گریه می‌کنن و خالی می‌شن من باید حتماً داد می‌کشیدم تا آروم شدم.

ماکان پشیمون از دهان لقی که کرده بود سر به زیر نشسته بود.

ارشیا هم طبق معمول دست به سینه به نمی‌دونم چی روی میز زل زده بود.

نمی‌دونم چرا می‌خواستم سر ارشیا داد بزنم. در حالی که بالا سر اون بدبخت اومده بود.

شاید چون بابا بخاطر کاری که با اون کردم اینجور دعوام کرده بود.

بابا دوباره داد زد: گفتم تو اتاقت تا آخر مهمونی حق نداری بیای پائین.

 

تعداد
قیمت:
تومان۲.۰۰۰

معرفی کتاب رمان یک بار نگاهم کن

کتاب رمان یک بار نگاهم کن درباره‌ی دختر ۱۵ ساله‌ای به نام ترنج است که شیفته‌ی دوست برادرش ارشیا می‌شود؛ اما ارشیا اصلاً او را آدم حساب نمی‌کند.

در بخشی از کتاب رمان یک بار نگاهم کن می‌خوانیم:

صدای فریاد بابا واقعاً از جا پروندم. برو تو اتاقت همین الان. اصلاً باورم نمی‌شد بابا جلوی کل فامیل اینجوری سرم داد بزنه.

آقای مهرابی بابای ارشیا خواست پا در میونی کنه که بابا گفت: مرتضی خواهش می‌کنم.

این بار باید باش جدی برخورد کنم. دیگه شورشو در آورده.

بعد همانطور که غضبناک به من نگاه می‌کرد گفت: وقتی ادای بچه‌ها رو در میاری پس باید مثل بچه‌ها تنبیه بشی، نه یک دختر پونزده ساله. سرم پائین بود.

عصبی شده بودم و برعکس همه دخترای دیگه که توی این موقعیت گریه می‌کنن و خالی می‌شن من باید حتماً داد می‌کشیدم تا آروم شدم.

ماکان پشیمون از دهان لقی که کرده بود سر به زیر نشسته بود.

ارشیا هم طبق معمول دست به سینه به نمی‌دونم چی روی میز زل زده بود.

نمی‌دونم چرا می‌خواستم سر ارشیا داد بزنم. در حالی که بالا سر اون بدبخت اومده بود.

شاید چون بابا بخاطر کاری که با اون کردم اینجور دعوام کرده بود.

بابا دوباره داد زد: گفتم تو اتاقت تا آخر مهمونی حق نداری بیای پائین.

کل بچه‌ها ساکت نشسته بودن. کسری پسر عموم که خود شام پایه کار من شده بود با کلی عذاب وجدان نگام می‌کرد.

بدون اینکه به کسی نگاه کنم صاف رفتم طرف پله‌ها و رفتم تو اتاقم و در و تا اونجایی که می‌شد محکم به هم کوبیدم.

یا باید داد می‌زدم یا یه چیزی و می‌شکستم تا آروم شدم. وگرنه داغون می‌شدم.

دانلود این کتاب در پروبووکس

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود کتاب یک بار نگاهم کن اثر باران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

۰۹۳۶۲۳۹۶۵۹۰
با ما در تماس باشید

© کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به فروشگاه کتاب پرو بووکس است.