محصول به سبد خرید اضافه شد
0
۰ از ۵
(از ۰ نظر)

دانلود کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم اثر زویا پیرزاد

موجود

چراغ ها را من خاموش می کنم

خلاصه رمان چراغ ها را من خاموش می کنم

حس کردم به بیماری داروی اشتباه داده ام … قبل از اینکه حرفی بزنم امد تو …

از روی کیف های ولو شده سه بار پرید و خودش را رساند به اشپزخانه …

کیف ها را با لگد پس زدم و دنبالش رفتم … امیلی چسبیده بود به دیوار …

فشار بدن ظریفش داشت سیاه قلم سایات نوا را پاره می کرد …

نیم رخ شاعر رو به امیلی بود …

از ذهنم گذشت معشوقه ی سیات نوا که در شعرها “گزل”صدایش می کند.

حتما شبیه امیلی بوده … مادربزرگ این بار واقا فریاد زذ”اگر از پنجره ندیده بودم امدی اینجا باز باید دور شهر راه می افتادم؟

” دوقلوها با دهان باز نگاهش می کردند و ارمن چنان خیره شده بود به زن کوتاه که مطمئن بودم الان می زند زیر خنده …

برای اینکه حواس ارمن را پرت کنم و حرفی هم زده باشم گفتم “امیلی …

چرا نگفتی پنیر و شیر سرد دوست نداری؟ “نگاه همه زفت روی بشقاب و لیوان خالی امیلی

معذب به مادر بزرگ نگاه کردم “بچه ها با هم که باشند” بی توجه رو به امیلی غرید”راه بیفت!

تعداد
قیمت:
تومان۳.۲۰۰

چراغ ها را من خاموش می کنم

چراغ ها را من خاموش می کنم،کلاریس آیوازیان زنی در آستانه ۴۰ سالگی است که دو فرزند دو قلو با نام های آرسینه و آرمینه و پسری پانزده ساله به نام آرمن دارد.

شوهر او آرتوش کارمد شرکت نفت است. داستان زمانی آغاز می شود که امیل به همراه دخترش امیلی و مادر پیرش به همسایگی آن‌ها می‌آیند.

دوستی امیلی با دوقلو ها و آرمن باعث می‌شود که باب مراوده میان این دو خانواده شکل بگیرد.

بین امیل و کلاریس نوعی دوستی برقرار می شود. شروع این رابطه باعث درگیری‌های ذهنی کلاریس می‌شود.

خلاصه رمان چراغ ها را من خاموش می کنم

حس کردم به بیماری داروی اشتباه داده ام … قبل از اینکه حرفی بزنم امد تو …

از روی کیف های ولو شده سه بار پرید و خودش را رساند به اشپزخانه …

کیف ها را با لگد پس زدم و دنبالش رفتم … امیلی چسبیده بود به دیوار …

فشار بدن ظریفش داشت سیاه قلم سایات نوا را پاره می کرد …

نیم رخ شاعر رو به امیلی بود …

از ذهنم گذشت معشوقه ی سیات نوا که در شعرها “گزل”صدایش می کند.

حتما شبیه امیلی بوده … مادربزرگ این بار واقا فریاد زذ”اگر از پنجره ندیده بودم امدی اینجا باز باید دور شهر راه می افتادم؟

” دوقلوها با دهان باز نگاهش می کردند و ارمن چنان خیره شده بود به زن کوتاه که مطمئن بودم الان می زند زیر خنده …

برای اینکه حواس ارمن را پرت کنم و حرفی هم زده باشم گفتم “امیلی …

چرا نگفتی پنیر و شیر سرد دوست نداری؟ “نگاه همه زفت روی بشقاب و لیوان خالی امیلی

معذب به مادر بزرگ نگاه کردم “بچه ها با هم که باشند” بی توجه رو به امیلی غرید”راه بیفت!

” و دخترک مثل خرگوشی که دنبالش کرده باشند از اشپزخانه بیرون دوید …

در خانه را بستم و از این طرف پشت دری تور نگاهشان کردم …

اخذه ی راه باریکه ی وسط چمن … نزذیک تکه ای از باغچه که گل نمره یی کاشته بودیم …

مادر بزرگ ذست بلند کرد و نوه پس گردنی محکمی خورد …

دانلود این کتاب در پروبووکس

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم اثر زویا پیرزاد”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کالاهای مرتبط

برچسب‌های کالا

, ,

رفتن به بالای صفحه

۰۹۳۶۲۳۹۶۵۹۰
با ما در تماس باشید

© کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به فروشگاه کتاب پرو بووکس است.