محصول به سبد خرید اضافه شد
0
۰ از ۵
(از ۰ نظر)

دانلود کتاب عشق و اسارت اثر فریبا آرامیان

موجود

عشق و اسارت

 خلاصه ای از کتاب:

منو می ببنی تو دلم هیرا دفحش بارون کردم ای بمیری هیراد آی جیز جیگر شی هیراد آی خودم حلواتو بپزم هیراد،

بیشووور انگاری گوشام مخملیه و نمدونم ازقصد تونل وحشت انتخاب کرد

میدونه من مثه چی از تونل وحشت میترسم به تونل که رسیدیم هیراد همون ردیف اول انتخاب کرد

و نشستیم  مانیا باتوان اسب بخار شروع کرد به ورورکرد و خیلی جدی پشت سر هم

میگفت:آی آی چشووم روشوون پدر و مادرگرام

بگو پخ عملیات +۱۸اینجا انجامی شه چشم رو چشم اگه به همه نگفتم یه آشی واست نپختم یه آشی میپزم سطل سطل روغن چیکه شه

من مات بودم اونم همی جور داشت میگفت:آی هوارتوسرم شد آی مردم خاک برسرم شد…آی..دستمو گذاشتم جلودهنش

وگفتم هیس دخترآبرومو بردی الانه که بریزن روسوورمون سرگرم

غذا بودیم که گوشیش زنگخورد مانیا شروع کردبه نق زدن: ایییییش برخرمگس معرکه لعنت خروس بی محل

من گفتم :به جای این حرفا بروگوشو جواب بده سریع از جاش پرید و رفت

 

تعداد
قیمت:
تومان۲.۰۰۰

 معرفی رمان عشق و اسارت:

رمان عشق و اسارت نوشته ی فریبا آرامیان می باشد.

رمان عشق و اسارت داستان دختر مغروری را تعریف می کند که عاشق پسری از خودش مغرورتر می شود.

 خلاصه ای از کتاب:

منو می ببنی تو دلم هیرا دفحش بارون کردم ای بمیری هیراد آی جیز جیگر شی هیراد آی خودم حلواتو بپزم هیراد،

بیشووور انگاری گوشام مخملیه و نمدونم ازقصد تونل وحشت انتخاب کرد

میدونه من مثه چی از تونل وحشت میترسم به تونل که رسیدیم هیراد همون ردیف اول انتخاب کرد

و نشستیم  مانیا باتوان اسب بخار شروع کرد به ورورکرد و خیلی جدی پشت سر هم

میگفت:آی آی چشووم روشوون پدر و مادرگرام

بگو پخ عملیات +۱۸اینجا انجامی شه چشم رو چشم اگه به همه نگفتم یه آشی واست نپختم یه آشی میپزم سطل سطل روغن چیکه شه

من مات بودم اونم همی جور داشت میگفت:آی هوارتوسرم شد آی مردم خاک برسرم شد…آی..دستمو گذاشتم جلودهنش

وگفتم هیس دخترآبرومو بردی الانه که بریزن روسوورمون سرگرم

غذا بودیم که گوشیش زنگخورد مانیا شروع کردبه نق زدن: ایییییش برخرمگس معرکه لعنت خروس بی محل

من گفتم :به جای این حرفا بروگوشو جواب بده سریع از جاش پرید و رفت

گوشیش و جواب داد فکنم مامانش بود که داشت بازجویش میکرد و توضیح میداد

پیش منه ان قدر غرق درافکارم بود که بیمالحظه کل املتو خوردم آخرین لقمه دستم بود که مانیا چهارچوب

درایستاد :مامان سلام رسوند و گفت واسه شام بیای خونمون بایه بهونه الکی پیچوند

مامان دلم میخاست برم بیشتر پیشش باشم اما میترسیدم و شرمنده بودم از اعتمادش بنابراین ترجیح داد نرم وبپیچوندم په،

بالخره گفتم نمیتونم باشه یه وقت دیگه مانیابه سمت میزاومد که دید ظرف خالیه چشاش اندازه نعلبکی

شدوگفت: وا همه روچپوندی توشیکمت په من چی؟! من تازه به خودم اومدم که چه گندی زدم اوه ببخشید حواسم نبود

محو عسلی چشاش شودم و نگام سور خورد رو لباش و کل صورتش وای خدا چقد خواستنی بودو خوشگل چطور تاحالا متوجهش نشدم

انگارکه کور بودم انقد ناز و خواستنی بود که بی مهابا کشیدمش توبغلم سرشو گذاشتم رو سینم

تموم تنم گرگرفت قلبم هر لحظه بیشتر و بیشتر ضرب گرفت و میکوبید من:خانومی توکه انقد لوس نبودی نمیخواستم دلخورشی فدات شم فقط سرم

درد میکرد همین منظوری نداشتم

دانلود این کتاب در پروبووکس

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود کتاب عشق و اسارت اثر فریبا آرامیان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کالاهای مرتبط

برچسب‌های کالا

,

رفتن به بالای صفحه

۰۹۳۶۲۳۹۶۵۹۰
با ما در تماس باشید

© کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به فروشگاه کتاب پرو بووکس است.