محصول به سبد خرید اضافه شد
0
۰ از ۵
(از ۰ نظر)

دانلود کتاب ته کلاس،ردیف آخر،صندلی آخر اثر لوییس سکر

موجود

ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر:

بخشی از کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر

برادلی چاکرز، پشت میزش، تهِ کلاس… ردیفِ آخر… صندلی آخر نشست. هیچ کس در صندلی کناری یا جلویی او ننشسته بود. برادلی جزیره بود!

اگر می شد… می رفت و تو کُمدِ کلاس جا خوش می کرد! در آن صورت، دیگر ناچار نبود صدای خانم ایبل را بشنود.

گمان نمی کرد خانم ایبل کَکَش هم بگزد! شاید او هم دلش می خواست برادلی جلوی دیدش نباشد،

بقیه ی کلاس هم همین طور! برادلی در کُل فکر می کرد اگر تو کُمد می نشست، همه را خوشحال تر می کرد،

اما افسوس که صندلی اش در کُمد جا نمی شد!
خانم ایبل گفت: « بچه ها! دوست دارم همه تان با جِف فیش کین آشنا بشوید. جف تازه از واشنگتن.

دی. سی آمده، از پایتخت کشورمان. »
برادلی سرش را بلند کرد و به شاگرد جدیدی که جلوی کلاس، کنار میز خانم ایبل ایستاده بود زُل زد.
خانم ایبل گفت: « خب، جِف، چرا یک کم درباره ی خودت برای بچه ها حرف نمی زنی؟ »
شاگرد جدید شانه اش را بالا انداخت.
خانم ایبل گفت: « خجالت نکش! »
شاگرد جدید زیر لب چیزی گفت، اما برادلی نشنید.

تعداد
قیمت:
تومان۳.۰۰۰

درباره کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر

 ته کلاس،ردیف آخر،صندلی آخر -برادلی چاکرز، تا دلت بخواهد دروغ می‌بافد؛ آن هم دروغ‌های شاخدار؛ او توی مدرسه دعوا راه می‌اندازد و از درس و مشق متنفر است.

آیا کسی پیدا می‌شود که برادلی را دوست داشته باشد؟

 

بخشی از کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر

برادلی چاکرز، پشت میزش، تهِ کلاس… ردیفِ آخر… صندلی آخر نشست. هیچ کس در صندلی کناری یا جلویی او ننشسته بود. برادلی جزیره بود!

اگر می شد… می رفت و تو کُمدِ کلاس جا خوش می کرد! در آن صورت، دیگر ناچار نبود صدای خانم ایبل را بشنود.

گمان نمی کرد خانم ایبل کَکَش هم بگزد! شاید او هم دلش می خواست برادلی جلوی دیدش نباشد،

بقیه ی کلاس هم همین طور! برادلی در کُل فکر می کرد اگر تو کُمد می نشست، همه را خوشحال تر می کرد،

اما افسوس که صندلی اش در کُمد جا نمی شد!
خانم ایبل گفت: « بچه ها! دوست دارم همه تان با جِف فیش کین آشنا بشوید. جف تازه از واشنگتن.

دی. سی آمده، از پایتخت کشورمان. »
برادلی سرش را بلند کرد و به شاگرد جدیدی که جلوی کلاس، کنار میز خانم ایبل ایستاده بود زُل زد.
خانم ایبل گفت: « خب، جِف، چرا یک کم درباره ی خودت برای بچه ها حرف نمی زنی؟ »
شاگرد جدید شانه اش را بالا انداخت.
خانم ایبل گفت: « خجالت نکش! »
شاگرد جدید زیر لب چیزی گفت، اما برادلی نشنید.
خانم ایبل پرسید: « جف، هیچ وقت به کاخ سفید رفته ای؟ مطمئنم بچه ها خیلی دوست دارند در این باره چیزی بشنوند. »
شاگرد جدید در همان حال که سرش را تکان می داد تند و تیز گفت:« نه! هیچ وقت نرفته ام! »
خانم ایبل لبخند زد. گفت: « در هر صورت، به نظرم بهتر است جایی برای نشستن ات دست و پا کنیم. » و نگاهی به سرتاسر کلاس انداخت.
ـــ هووم… من که جای خالی نمی بینم، به جز… خب، فکر کنم بتوانی آنجا…، تهِ کلاس بنشینی.
دختری از ردیف جلو داد زد: « وای، نه خانم! پهلوی برادلی، نه! »
پسری که در صندلی بغل دستش نشسته بود، گفت: « باز بهتر از ایناست که جلوی برادلی بنشیند! »

نقد و بررسی اجمالی:

خانم ایبل اخم کرد. سرش را به سوی جف برگرداند و گفت: « متاسفم. ولی صندلی خالی دیگری نیست. » جِف آهسته گفت: « برای من فرقی نمی کند که کجا بنشینم. »
خانم ایبل گفت: « راستش… هیچ کس دوست ندارد… آنجا بنشیند. »

برادلی با صدای بلند گفت: « آره! هیچ کس دوست ندارد پهلوی من بنشیند! » و به طرز عجیبی لبخند زد.

دهانش را طوری تا بناگوش کِش داد که معلوم نبود لبخند می زند یا اخم می کند!
آن گاه با چشمان برآمده به جِف خیره شد که با ناراحتی داشت در صندلی کناری اش می نشست.

جِف به او لبخند زد و او به ناچار رویش را برگرداند.
همین که خانم ایبل آماده ی درس دادن شد، برادلی یک مداد و یک تکه کاغذ بیرون آورد و شروع کرد به خط خطی کردن.

بیشتر ساعت های صبح کارش همین بود. گاهی روی کاغذ خط خطی می کرد و گاهی روی میز.

بعضی وقت ها این کار را چنان با شدت انجام می داد که نوکِ مدادش می شکست.

قسمتی از متن:

هر وقت این طور می شد می خندید. بعد نوکِ شکسته را با چسب به یکی از گلوله های خرت وپرت داخل جامیزش می چسباند.

آنجا پُر بود از گلوله های کاغذپاره، نوک مداد شکسته، پاک کُن های جویده و چیزهای نامشخصِ دیگری که همه با نوارچسب به هم چسبانده شده بودند.
خانم ایبل ورقه ی امتحان زبان بچه ها را به آن ها پس داد و گفت: «امتحان بیشترتان عالی بود.

خیلی خوشحال شدم. چهارده نفر الف گرفتند و بقیه ب. البته، یکی هم ف گرفت، ولی… » شانه اش را بالا انداخت.
برادلی ورقه اش را بالا گرفت تا همه ببینند و همان لبخند عجیب بر چهره اش نقش بست.
به محضِ اینکه خانم ایبل آماده شد جواب صحیح سوال های امتحانی را بدهد،

برادلی قیچی اش را بیرون آورد و با دقت زیاد، تمام ورقه اش را به صورت چهارگوش های کوچک برید!
زنگ تفریح، کت قرمزش را پوشید و از کلاس بیرون رفت؛ تنهای… تنها! کسی از پشت سرش صدا زد: « هِی! برادلی، صبر کن. »
برادلی شگفت زده برگشت.
جِف، شاگرد جدید، شتابان خود را به او رساند و گفت: « سلام. »
برادلی با تعجب به او زل زد.
جف لبخند زد و گفت: « ببین، برای من مهم نیست که پهلوی تو بنشینم. واقعاً می گویم. »

دانلود این کتاب در پروبووکس ته کلاس،ردیف آخر،صندلی آخر

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود کتاب ته کلاس،ردیف آخر،صندلی آخر اثر لوییس سکر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

۰۹۳۶۲۳۹۶۵۹۰
با ما در تماس باشید

© کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به فروشگاه کتاب پرو بووکس است.