محصول به سبد خرید اضافه شد
0
۰ از ۵
(از ۰ نظر)

دانلود رمان ویلان اثر خورشید.ر

موجود

ویلان

قسمتی از رمان ویلان»

خلاصه :بنیامین بدیع ، سرگردون تر از این حرفهاست که بتونه برای زندگیش تصمیم درستی بگیره !
همه چیز گره خورده …
همه چیز گم شده …
هویتش… اسمش… زندگیش…
به بن بست رسیدن ساده تر از به مقصد رسیدنه!
دستش را خوب چفت دسته ی چرمی کیف مشکی بی رنگ ورویش کرد .

به یقه ی کج بارانی اش اهمیتی نداد . بالاخره جرات کرد جلوبرود . مقابل ریل چرخان چمدان ها ایستاد .بی اراده اخم کرده بود.
شاید برای تمرکز بیشتر، شاید هم از اضطراب …
نگاهی به چمدان هایی که از جلوی چشمش می گذشتند انداخت .

تعداد
قیمت:
تومان۱.۵۰۰

معرفی کتاب:

ویلان -داری خودتو گیر میندازی! فکر کردی تو اندازه ی بردیا برام مهم نیستی؟!
چی با خودت فکر میکنی بنیامین ؟! که دیگه ما تو رو از خودمون نمیدونیم؟! که حالا که فهمیدیم تو دیگه عزیزمون نیستی؟!
خیلی بدی… خیلی بی انصافی …. یعنی چی خودتو سوای من و بردیا میدونی؟!
بنیامین دستش را کشید و بیتا را کنار خودش نشاند و گفت: گریه نکن ! من این حرفها رو نزدم!
– چرا زدی… یک کلمه گفتی… هزارتا معنی توش نهفته! عین همون تیترای مجله ات!
عین همون حرفات که مینوشتی مثل پتک بود تو سر این دولتی ها!
عین همونا داری عامیه تر میگی …! داری میفهمونی بهمون که چقدر دور شدی! که دیگه از ما نیستی … یعنی خودتو از ما نمیدونی!
– بس کن بیتا. امشب وقتش نیست!

قسمتی از رمان ویلان»

خلاصه :بنیامین بدیع ، سرگردون تر از این حرفهاست که بتونه برای زندگیش تصمیم درستی بگیره !
همه چیز گره خورده …
همه چیز گم شده …
هویتش… اسمش… زندگیش…
به بن بست رسیدن ساده تر از به مقصد رسیدنه!
دستش را خوب چفت دسته ی چرمی کیف مشکی بی رنگ ورویش کرد .

به یقه ی کج بارانی اش اهمیتی نداد . بالاخره جرات کرد جلوبرود . مقابل ریل چرخان چمدان ها ایستاد .بی اراده اخم کرده بود.
شاید برای تمرکز بیشتر، شاید هم از اضطراب …
نگاهی به چمدان هایی که از جلوی چشمش می گذشتند انداخت .

توضیحات:

هرگونه تشابه اسمی ، زمانی و مکانی بر حسب اتفاق و تصادفی است و نویسنده ی این داستان با هیچ شخص حقیقی و حقوقی آشناییت ندارد !
لذا اتفاقات رخ داده برای قهرمانان داستان صرفا تراوشات ذهن نویسنده است و جهت واقعی جلوه دادن برخی وقایع
بعضی از سوژه ها دستمایه ی تغییر شده اند !

دستش را خوب چفت دسته ی چرمی کیف مشکی بی رنگ ورویش کرد .
به یقه ی کج بارانی اش اهمیتی نداد . بالاخره جرات کرد جلوبرود . مقابل ریل چرخان چمدان ها ایستاد .
بی اراده اخم کرده بود.

دانلود این کتاب از پروبووکس

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود رمان ویلان اثر خورشید.ر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

۰۹۳۶۲۳۹۶۵۹۰
با ما در تماس باشید

© کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به فروشگاه کتاب پرو بووکس است.