محصول به سبد خرید اضافه شد
0
۰ از ۵
(از ۰ نظر)

دانلود رمان برگ زرد پاییزی اثر بهناز گرگانی

موجود

برگ زرد پاییزی

کتاب رمان برگ زرد پاییزی به قلم بهناز گرگانی، داستان زندگی زن بیوه‌ای به نام دلربا را روایت می‌کند که نسبت به انسان‌ها فوبیا دارد و در بیمارستان اعصاب و روان بستری است. دقیقاً زمانی که هیچ‌کس امیدی به بهبود دلربا ندارد، یک پسر دانشجوی روانشناسی به نام تیام، وارد زندگی او می‌شود.

تعداد
قیمت:
تومان۱.۰۰۰

معرفی کتاب رمان برگ زرد پاییزی

کتاب رمان برگ زرد پاییزی به قلم بهناز گرگانی، داستان زندگی زن بیوه‌ای به نام دلربا را روایت می‌کند که نسبت به انسان‌ها فوبیا دارد و در بیمارستان اعصاب و روان بستری است. دقیقاً زمانی که هیچ‌کس امیدی به بهبود دلربا ندارد، یک پسر دانشجوی روانشناسی به نام تیام، وارد زندگی او می‌شود.

در بخشی از کتاب رمان برگ زرد پاییزی می‌خوانیم:

نمی‌دونم چرا ازم بدشون میاد یعنی می‌دونم ولی مگه من خواستم پسر عزیز کرده داداششون عاشقم بشه و اون‌جوری گند بزنه به زندگی خودشو و من با یادآوری گذشته یه آه می‌کشم که خاله ساکت می‌شه و بلند می‌گه
– اصلاً حواست به من هست دو ساعته دارم حرف می‌زنم فقط زل زدی و تند تند آه می‌کشی
– بله حواسم بود خاله می‌شه حالا برم اتاقم استراحت کنم تازه از سر کار اومدم خستم
– ببین طاهره خانم این دختریه که تربیت کردی حالا هی پشتشو بگیر حتی بلد نیس به بزرگترش احترام بذاره. من به خاطر این کلی پیش اعظم خانم ازش تعریف و تمجید کردم تا راضی بشه واسه پسرش بیاد جلو حالا خانم حتی ما رو … حساب نمی‌کنه.

قسمتی از رمان برگ زرد پاییزی:

تنهای تنها در آن حیاط بی روح قدم می زند…
خسته تر از همیشه…
بی روح تر از همیشه…
و تنها تر از همیشه…
نسیم ملایمی می وزید. از موهای دو طرف بافته اش چند تار بلند، روی صورت بی روحش پخش بودند

که نسیم پاییزی آن ها را به رقص در میاورد…
صدای پرستار به گوش رسید که با مهربانی کاذبی گفت:
_عزیزم وقتت تمومه! باید بریم داخل هوا سرده…
بی هیچ حرکتی سر جای خود می ایستد…
پرستار به سمت او آمد و بازویش را با ملایمت و دقت تمام گرفت و او را به دنبال خود کشاند…
از پنجره ی طبقات بالا دکتر آنجا که پیرمردی مهربان و خنده رو بود، با افسوس به او می نگرید…
دلش برای آن دخترک همیشه ترسان و غمگین، می سوخت…
هر روش پزشکی و غیر پزشکی ای را امتحان کرده بود تا بتواند اندکی روی او نفوذ داشته باشد

و از گذشته اش سر در بیاورد اما چه فایده؟ 

هیچ کدام از روش های این دکتر با تجربه،تا به حال هیچ نتیجه ای صورت نگرفته…
به سمت پرونده ی مزشکی دخترک رفت و محتوا را برای هزارمین بار خواند:
_دلربا ستایش فرزند رضا ۲۰ سالشه و دیپلم تجربی و بیوه!
بیماریش هم فوبیا نسبت به آدمهاست…
سخت ترین نوع فوبیا…
این بیمار عجیب ذهن این دکتر را مشغول کرده بود…
نفسی کشید و رفت تا دوباره شانسش را برای نفوذ روی این دختر، امتحان کند…
به اتاق دخترک رسید…
لبخندی زد. تقی به در زد و آن را آرام باز کرد و داخل شد…
با دیدن صحنه ای که می دید علارغم صورت خونسردش، بسیار تعجب کرده بود…
اتاق های دیوار که قبلا به رنگ سفید بود، الان پر از نقاشی های عجیب غریب بود…

دانلود این کتاب از پروبووکس

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود رمان برگ زرد پاییزی اثر بهناز گرگانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

۰۹۳۶۲۳۹۶۵۹۰
با ما در تماس باشید

© کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به فروشگاه کتاب پرو بووکس است.