محصول به سبد خرید اضافه شد
0
۰ از ۵
(از ۰ نظر)

ارباب و نوکر – نوشته لئون تولستوی – مترجم مهران محبوبی

موجود

ارباب و نوکر

ارباب و نوکر

لئون تولستوی

تعداد
قیمت:
تومان۲.۶۰۰

ارباب و نوکر

معرفی کتاب-ارباب و نوکر

نیکیتا کارگری است که به همراه زن و فرزندان خود برای واسیلی آندره ایچ کار می‌کند، آن‌ها برای خریدن چوب‌های جنگل تصمیم می‌گیرند که به نزد همسایه ملاک خود بروند، در بین راه به دلیل برف زیاد مدام از جاده اصلی فاصله می‌گیرند و گم می‌شوند، سرانجام تصمیم می‌گیرند که در خانه پیرمردی دهاتی مدتی را بگذرانند، اما چون واسیلی طمع می‌کند تصمیم می‌گیرند که در بوران به ادامه سفر بپردازند.

 

 

برداشت من از کتاب :

این کتاب با مقدمه هانری ترویا درباره زندگی تالستوی شروع می شود که به زیبایی و در صفحاتی کوتاه به نکات بسیار زیبایی از زندگی نویسنده اشاره کرده است.در بخشی از مقدمه عنوان می کند که تالستوی به مرحله ای از زندگی رسیده بود که احساس می کرد قادر به ادامه زندگی نیست و زندگی اش بی معنی شده بود. از این پس یکایک یادداشت های دفتر خاطرات خود را با این سه کلمه آغاز می کند.ایکاش زندگی می کردم.داستان درباره بازرگان معتبری به نام واسیلی آندره ایچ است که حتی در سخت ترین شب زندگی اش و زیر انبوهی از برف و بوران به یک چیز فکر می کرد.به آنچه یگانه هدفش را تشکیل می داد، تنها دلیل بودنش و مایه سرور و افتخار زندگی اش.او به پول فکر می کرد و برای به دست آوردنش از هیچ کوششی دریغ نمی کرد.یکی از نکات بسیار بارز این کتاب توصیفات خارق العاده و بی نظیر تالستوی از گم شدن دو شخصیت اصلی داستان در برف و انتظار آنها برای صبح شدن بود که خواننده با تمام وجود همراه واسیلی و نیکیتا در آن شب سرد و طاقت فرسا می شود.

جملاتی از کتاب :

نیکیتا در این بین با آنکه پنجمین استکان چای خود را نوشیده بود به امید اینکه ششمین چای را برایش بریزند استکان را کناری گذاشت و آن را برنگرداند. اما آبی در سماور باقی نمانده بود و زن میزبان دیگر برایش چیزی نریخت.

واسیلی آندره ایچ بلند شد و برای بیستمین بار دراز کشید. به گمانش این شب پایانی نداشت.با خود فکر کرد: دیگر نباید چیزی به صبح مانده باشد. به ساعتت نگاه کن.روی آرنجها و زانوان خود قرار گرفت، کبریتهایش را درآورد و بنا کرد به افروختن آنها.قاب ساعت را زیر شعله گرفت، به آن نگاه کرد و به چشمان خود اعتماد نکرد. تنها ده دقیقه از نیمه شب گذشته بود و هنوز سراسر شب در پیش بود. با خود اندیشید: وای ! چه شب بلندی

قسمتی از متن در پروبووکس

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ارباب و نوکر – نوشته لئون تولستوی – مترجم مهران محبوبی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

۰۹۳۶۲۳۹۶۵۹۰
با ما در تماس باشید

© کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به فروشگاه کتاب پرو بووکس است.